سپيدار و باد
  گداي نابينا !!!!
  زن از ديد داستان نويسان معاصر  
  فرمانروا وسردار
  شبحی روی برف  
  پايان انتظار
  رؤياهايم را مي فروشم قصه  
  فکرمان خیس
  پلي كه وسط اقيانوس
  زيباترين قلب دنيا
  هستی در جهان نیستی
  سارا در كافه شوكا   
  رودخانه‌ی‌ تِمبی‌
  عـروســي
  عروس زنداني !
  راز زندگي
  استالین
   تو هم دختر من رو مي پسندي !
  نمي‌خواي آباژور رو خاموش كني ؟...
  ازدواج مثل مغز بادام است  
  عجب صبري خدا دارد !
  وداع با فلسفه ، وداع با اسلحه ...
  شب بيست وهشتم قصه
  داستان بر دار کردنِ حسنک وزير ...
  دارکوب ها قصه
  داستان پير مرد
  داستان در مورد شانس - ازدواج و...  
  ستاره ای از جنس دیگر
  «در هر رويدادى خيرى وج...  
  اعدام قصه
با قرار دادن کد زیر در
سایت/وبلاگ خود می توانید
از محتوای این صفحه استفاده کنید